احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )
81
دائرة المعارف گياه درمانى ايران
محركهايى مثل صدا ، نور و ساير تحريكات پاسخى نمىدهد ، اما مىتواند بدون كمك ، نفس بكشد . همچنين گاهى اوقات بهطور بىاختيار ممكن است سر يا دستها و پاهايش را تكان دهد . چنين افرادى در صورتى كه مراقبتهاى پزشكى خوبى در اختيار داشته باشند مىتوانند ماهها و حتى سالها در همين وضعيت زنده باقى بمانند . شايعترين علت ايجاد وضعيت نباتى ضربههاى شديد به سر مىباشد . چنين وضعيتى همچنين مىتواند در عفونتهاى مغزى مثل آنسفاليتهاى ويروسى و يا در مواردى كه اكسيژن به مغز نمىرسد مثل غرق شدن در آب و سكتهى قلبى نيز ممكن است رخ دهد . هيچگونه درمانى براى وضعيت نباتى پايدار وجود ندارد . بااينحال با انجام اقدامات حمايتى و مراقبتهاى پرستارى مىتوان كارى كرد كه تا آنجايى كه ممكن است فرد در حالت راحتى قرار داشته باشد . فردى كه به اين وضعيت دچار مىشود مىتواند تا چندين سال زندگى كند اما احتمال خيلى كمى وجود دارد كه دوباره به وضعيت طبيعى برگردد . غدههاى درونريز غدههاى درونريز همان غدههايى هستند كه موادى را ترشح و توليد مىكنند و به جريان خون مىفرستند . اين غدهها موادى به نام هورمون مىسازند و هورمون فعاليتهاى بدن را تنظيم مىكند . آنزيمهاى سلولى يا تجزيهكننده ، موادى هستند كه باعث مىشوند دستگاه عصبى و مغز بتواند پيامهاى عصبى را در سراسر بدن به جريان بيندازد . غدد مترشحه داخلى غددشناسى به مفهوم علمى ، بحث جديدى است كه بيش از ربع قرن از عمر آن مىگذرد و با پيشرفت علم شيمى بهخصوص شيمى آلى ، وارد صحنهى پزشكى گرديده است . پس از كشف ( هورمونها ) غدد درونريز و ساختن آنها به طريق علمى و مصنوعى علم غددشناسى وارد مرحله جديد گرديد و تقريبا در اكثر دانشگاههاى مهم جهان ، كرسى مربوط به هورمونشناسى و بيمارىهاى مترشحه داخلى ايجاد شد و امروز علم غددشناسى و بيمارىهاى آن بزرگترين مبحث پزشكى مدرن را تشكيل مىدهد . شايد شما هم گاهى از خود پرسيده باشيد كه چرا افراد بشر همه مانند هم نيستند چرا هركس ساختمان جسمى و روحى بهخصوصى دارد و طرز تفكرش با سايرين متفاوت است . يكى چاق است و فربه ، ديگرى لاغر است و باريك اندام . يكى از درازى فوق العاده بىقواره است و رنج مىبرد ، ديگرى براى حصول چند بند انگشت كه دست او را از ناقوارگى بيرون آورد به اين در و آن در مىزند . گروهى خوشبينند و بانشاط و در برابر گرفتارىها خونسرد و استوار ، دستهاى با كوچكترين پيشآمد ناموافق و اختلاف و اختلال در زندگى روزانه ، تعادل خود را از دست مىدهند ، بىحوصله و بدبين مىشوند و از همهكس و همه چيز بيزارند . يكى در جوانى دچار پيرى نابهنگام و زودرس مىشود و ديگرى از خستگى ، بىادراكى ، عدم تمايل جنسى ، چينوچروك صورت ، از دست دادن موى سر ، انزواطلبى و گوشهگيرى رنج مىبرد ، ديگرى گذشت زمان را درهم مىشكند و در سنين پيرى از لذايذ جوانى بهرهمند مىگردد و هميشه داراى جسمى نيرومند و سالم و روحى بااراده ، شاداب و قوى مىباشد ، تمايلات جنسى ، قدرت و فعاليت ايام شباب را تقريبا در تمام دوران زندگى حفظ مىكند . از دستهها و گروهها خارج شويم دوران زندگى يك فرد را در نظر بگيريم و بررسى كنيم . با دورهى جنين و رحمى كه محتاج بحث مفصل دامنهدارى مىباشد كارى نداريم ، تحولات جسمى و تغييرات روحى يك فرد را از به دو تولد تا آخر عمر از نظر مىگذرانيم :